|
از آخرین پستی که اینجا گذاشتم ، سه سال میگذره...!!! وقتی تاریخشو خوندم ، باورم نشد!! من سه سال بزرگتر شدم اما کاش بزرگتر نمی شدم !! کاش نمی فهمیدم!! حالم از دنیای آدم بزرگا بهم می خوره!! دنیای بی سر و تهی که خیلی کوچکتر از اونه که فکرشو بکنی!!
کاش.... از این واژه متنفرم که شده آلت دست من و امثال من!!
عجب دنیای کثیفیه دنیای سیاست!!
و من تنها تر از همیشه... تنهای تنها اومدم تا فریاد بکشم.....
فریاد!!!
اما صدام حتی به گوش خودمم نمی رسه!!! چه آرام فریاد هایی که نکشیدم!!
زیادی دارم فلسفه می بافم... من عاشق فلسفه بافتنم!! دوست دارم حرفایی بزنم که هیچکس نفهمه الا خودم!!!
حالم از ترحم بهم می خوره اما نمیدونم چرا تو این دنیای پر از رنگ و لعاب هیچکس دلش واسه من نمی سوزه!!!
نیازمندی ها!!!
-الو ببخشید... دفترروزنامه x، نیازمندی ها؟؟
-بفرمایید...
-ببخشید میشه آگهی منو چاپ کنید؟؟
-بله حتما... کار ما همینه!
- لطفا تو جمعه بازار بزنید که مجانی باشه.... آخه آگهی من خیلی با ارزش نیست..... اما فوریه!!
-بله ... آگهیتون راجع به چیه؟ خونه ؟؟ وسایل دست دوم ؟؟ ماشین ؟؟ .........؟؟ ......؟؟
-وسایل دست دوم.... دست دوم که نه.....دربه داغون...
-خب؟؟
-لطفا آگهیه منو خیلی پر رنگ چاپ کنید... شاید فرجی شد:
Sale.!!
"یک دل دربه داغون مدل 69،مشکی رنگ،بزرگ، با
قابلیت های متفاوت و ناشناخته ، آماده واگذاری است...
از متقاضیان تمنا می شود، هنگام خرید به شدت توجه کنند!
دل فروخته شده دیگر پس گرفته نمی شود......"
|